مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخواست مشکل نشیند
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخواست مشکل نشیند
کمتر کسی است که از گردنکشی سکه و ارز در ماه های اخیر بی خبر باشد. سوار بر آنچه حباب می خوانند هر روز از افق دید شهروندان نوع معمولی دورتر و دورتر می شود. ولی این پایان همه چیز نیست. بلکه آغازی است بر یک پایان.
تردیدی نیست که افزایش قیمت سکه به معنای کاهش ارزش ریال است می توان گفت ارزش ریال در برابر همه کالاها به حدود نصف کاهش یافته و در شرایط طبیعی و عدم بازگشت قیمت سکه و ارز، باید طی سال آینده، نرخ تورم 200 درصد محاسبه شود. در صورتی که فرض کنیم این افزایش ناشی از ناتوانی و بی کفایتی دولت در کنترل و ثبات اقتصاد باشد، باید منتظر تاثیر آن بر اقشار مختلف مردم باشیم. مردم ایران، بالاخص صاحبان سرمایه، به خوبی وخیم بودن اوضاع را درک نموده و اقدام به خروج سرمایه های خود از بانک ها و بدنه اقتصادی نموده و تلاش می کنند با خرید سکه و ارز ارزش سرمایه خود را حفظ کنند. این حرکت بی تردید منجر به سقوط توان بانک ها شده و همانطور که شاهد خواهید بود، بانکها یکی یکی ورشکست خواهند شد. تضعیف شبکه بانکی به مفهوم قطع انواع وام ها و بسیاری از طرح های اقتصادی و عمرانی است. این توفان اقتصادی نه تنها قشر زیر رادار جامعه را به سوی ایجاد تشنج و آشوب سوق خواهد داد، بلکه آتش زیر خاکستر، یعنی آنچه جریان فتنه نامیده می شود، را دوباره گداخته خواهد کرد. این قشر که به استناد مدارک دولتی بیش از 50% شهر تهران را دربرمی گیرد، پتانسیل کافی برای بازگشت فضای امنیتی به کلانشهر ها را خواهد داشت. اما این هم، همه ماجرا نیست. تورم 200% ، آنقدر مهیب هست که بسیاری از مقامات نظامی و استانی را به فکر ماهیگیری از آب گل آلود بیاندازد و آنچه احتمالاً آنچه مدتی قبل شاهد بودیم تکرار خواهد شد، تغییرات وسیع در بدنه نیروهای نظامی و دولتی برای جلوگیری از نافرمانی و بحران. تردیدی نیست که هرگز یک مدیر و یا فرمانده مخلوع، همه ابزارهای خود را در اختیار جانشین ناخواسته قرار نخواهد نداد و این به معنای تضعیف بیش از پیش بدنه دولت و ارتش خواهد بود که بی تردید منجر به وقوع اشتباهات استراتژیک و ایجاد شرایط تشدید خواهد شد. (تشدید یک نظریه در فیزیک است که بطور خلاصه بیان می کند اگر یک پل در شرایط عادی وزن یک ردیف سرباز را تحمل کند در صورتی که سربازها به طور همزمان بر روی پل قدم بردارند، پل ویران خواهد شد.) شرایطی که بعید به نظر میرسد قابل کنترل باشد، آن هم توسط دولتی که قدرت کافی برای کنترل شرایط عادی را ندارد.
اما اگر نظریه نجات دولت صحت داشته باشد و این بازی هولناک بخشی از سیاست های دولت برای کسب درآمد حلقه های فساد بدون نیاز به پولشویی باشد، در آنصورت شکی نیست که قسمتی از بدنه تولید و صنعت در طی این دوره های بازی با پول، اقدام به تجارت نموده و در نهایت محصولاتی با قیمت بالا تولید می کنند. بدیهی است که این محصولات وارد بازار شده و ایجاد چالش خواهد نمود. یا دولت تولید کننده را وادار به کاهش قیمت می نماید که منجر به تشدید سیل ورشکستگی های اقتصادی خواهد شد و یا این قیمت ها بر گرده مردم خواهد نشست.
بدینوسیله از کلیه خوانندگان این وبلاگ درخواست میشه که دعا کنند امروز و چهارشنبه به خیر و خوشی و البته خوش شانسی ختم به خیر بشه و من بتونم به شرایط عادی برگردم.
احساس می کنم دارم چکش می خورم و فرم می گیرم. به مرور اوضاع بهتر میشه و من مسلط تر خواهم شد.
نمیدونم، شاید روزی من هم یه نفر رو چکش کاری کنم.
بدهی و چک برگشتی و چند تا مشکل دیگه کم بود، آخرش این خانم رئیس هم کار خودش رو کرد. برای من مهم نیست. چون هر تغییری در زندگی به نفع منه. ولی چوبش رو بد می خوره. یاده یه حکایتی افتادم که بد نیست بنویسم.
در زمان عباسیان، برمکی ها خیلی قدرت گرفته بودند. یه روز خلیفه و یکی از بزرگان برمکی به باغی رفتند. بد از چند ساعت خوش گذرونی خلیفه به صاحب باغ میگه روز خوبی رو برای من مهیا کردی. هر چیزی که از من می خواهی بگو. صاحب باغ که جد در جد برمک بوده، به خلیفه میگه من درخواست میکنم دست خط بنویسی و مهر کنی که من برمکی نیستم.
خلیفه تعجب می کنه و چون صاحب باغ اصرار می کنه، خلیفه دست خط رو بهش میده.
چند سال بعد قائله کشتار برمک ها درست میشه و ماموران خلیفه به سراغ صاحب باغ می رند تا اعدامش کنند. صاحب باغ نامه خلیفه رو نشون میده و میگه من برمک نیستم. به ناچار صاحب باغ رو به همراه دست خط به نزد خلیفه می برند. خلیفه از صاحب باغ می پرسه اون زمان از کجا این روز رو پیش بینی کردی؟
صاحب باغ رو به خلیفه کرد و گفت: اون روز که امیر برمکی برای چیدن میوه از دوش تو بالا رفت امروز رو به چشم دیدم.
حالا من از آنچه اتفاق افتاد خوشحالم، چون سقوط خانم رئیس رو دیدم.
سقوط آزاد ریال ما را به پشت مرزهای زیمباوه نزدیک تر کرد.
زیمباوه با تورم چند میلیون درصدی تا کنون رکورد دار بی ثباتی اقتصادی در جهان بود. لیکن سیاست های به شدت دستوری موگابه، به پایان روزهای یکه تازی خود نزدیک شده و این روزها نظاره گر نزدیک شدن ایران به رکورد رویایی تورم است.
محمود خان، سردمدار دولت نهم که پیش از این نیز رکورددار اختلاس و تخلف در کره خاکی بود، می رود تا با سیاست های هدفمند خود، زیمباوه را از سر راه بردارد و رکوردی جدید را برای ساکنان این سیاره سبز به جا گذارد. به نظر شما پایان این کابوس سیاه، کجاست؟
کواکبیان، نماینده مردم سمنان در مجلس فعلی و آقا بالاسر حزب مردم سالاری، با کاندید شدن در انتخابات آتی مجلس، رسما با جریان اصلاح طلبی خداحافظی کرد.
کواکبیان که زمانی مدعی اصلاح طلبی بود، در حالی کاندیدای انتخابات شد که کاندیداتوری این دوره مجلس، مرز میان اصلاح طلبی و اصول گرایی بود و تعریف جدید اصول گرایی، کاندید شدن بود.
امید است مصطفی کواکبیان در مواضع سیاسی جدید خود موفق و کارآمد عمل کند.
روزهای سرد استرس، چیز سخت و دیر می رود.
کاش بوی آرامش نزدیک باشه.
هر نوع کمپوتی پذیرفته می شود.
سال 89 سال پلنگ بود. سالی که طبق پیش گویی ها باید منتظر تغییرات بزرگ می بودیم و البته از آغاز سال میلادی، با انقلاب تونس حمله بزرگ پلنگ آغاز شد. با تجمیع اخبار منعکس شده در کیهان:
انقلاب جوانان سلحشور تونس
تحرکات اراذل و اوباش ایران
انقلاب دلیرمردان مصر
ناآرامی مفسدین و اوباش سوریه
تجمعات شیعیان جان بر کف یمن
انقلاب تعدادی از اوباش و تعدادی از مردم مسلمان و بزرگ مصر
و سرانجام اشغال سفارت انگلیس در تهران که هنوز به درستی مشخص نیست اوباش بی سرو پا بودند و یا دانشجویان انقلابی.
30 میلیون بدهکار شدم. ماشینم رو باید بفروشم، چک هام پاس نمی شه. شاید دارم به ته خط میرسم.
برای شکست تجربه کافی ندارم. دعا کنید کم نیارم.
چند روزه دلخوشی ندارم. همش استرس. همش خستگی.
برای کار دوم رفتم دنبال آگهی. یه آبدارچی می خواست. خواستم تجربه کنم. بهش گفتم یه روز میام. هم من کار شما رو ببینم، هم شما کار من رو.
با ظرف چایی رفتم تو. برنامه نویس شرکت داشت دور خودش می گشت و عرضه نوشتن یه کد ساده رو نداشت. خواستم براش بنویسم، ولی حسش نبود. چایی رو گذاشتم و رفتم.
بعید می دونم فردا هم برم. روی مرز ناامیدی و اعتماد به نفس دارم تاب بازی می کنم.
کاش آخرش قشنگ تموم بشه.
1- یادمه یه روز داشتم رادیو گوش میدادم و گوینده اینطور می گفت:
امام حسین با خدا معامله ای کرد که خدا کم بیاره. امام حسین به خدا گفت می خواهم باهات یه معامله ای بکنم که تو کم بیاری، خدا گفت می خواهی با من چه معامله ای بکنی؟ بعد امام حسین یه معامله ای کرد که خدا آورد. بله. این یعنی امام حسین.
2- یادمه چند سال پیش یه مصاحبه سیاسی از تلویزیون پخش میشد و طرف اینطور گفت:
" الان اسرائیل ادعا می کنه که رد پای سپاه رو در لبنان پیدا کرده. من به شما می گم این ادعا مثل بقیه حرفهای اونها دروغه. چون اسرائیل که نمی تونه از طریق زمینی در لبنان بررسی کنه، اونها از بالا و با هواپیما اومدند. چطور ممکنه از اون ارتفاع بتونند رد پای سپاه رو ببینند؟"
3- مدتی قبل خبر خروج 18.5 میلیارد دلار پول و طلا از کشور به ترکیه منتشر شد. مجلس پیگیر شد و روزنامه ها نوشتند و سایت ها خبر دادند. رئیس جمهور ترکیه در مصاحبه ای گفت: این پول، اقتصاد ترکیه رو از ورشکستگی نجات داد. بحث ها که بالا گرفت محسن رضایی رفت ترکیه و مذاکره کرد. بلافاصله رئیس جمهور ترکیه به تهران اومد و با مقامات مذکره کرد و چند میلیارد دلار به نام سرمایه گذاری در پارس جنوبی به ایران پرداخت کرد و رفت. نماینده مجلس هم در مصاحبه با خبرگزاری گفت: وزارت اطلاعات خودش تحقیق کرده و معلوم شده که خبر دروغ بوده، به ما هم گفتند شما دیگه پیگیری نکنید. روزنامه ایران و کیهان هم خبر دروغ بودن رو چاپ کردند. پدربزرگ دوستم در حالی که کیهان دستش گرفته بود به نوه دلبندش گفت: ببین عزیزم باید بینش داشته باشی. دیدی خبر از کل دروغ بود. ساده نباش پسرم.
قذافی رفت ولی کسی نگفت که برای سالیان سال به هر زوج جوان، کلید یک واحد مسکونی رو به عنوان هدیه ازدواج می داد
رفت و کسی نگفت برای سالیان سال در هر مساله ای منافع ملی مردمش رو به سیاستهاش ترجیح می داد
رفت و کسی نگفت با اون درآمدی که داشت، واقعاً فقر در کشورش کم بود.
این پایان مردی بود که در اواخر دوران قدرتش عوام فریبی و دروغ محور اصلی شخصیتش بود.
کسی که مدعی بود در چادر و بیابان زندگی می کنه، درحالی که در قصر زندگی میکرد.
دست و دلم به نوشتن نمیره. ولی قذافی درس عبرتی است برای دروغ گوها و عوام فریبان.
به نظر شما اگر مصاحبه با یک زن فا..شه رو منتشر کنم، وبلاگم فیلتر میشه؟
لطف کنید نظر بدید.