خوش شانسی

شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390

جنبش های منطقه

در ماه های اخیر در بسیاری از کشورهای منطقه جنبش های آزادی خواه شکل گرفته. این مساله رو از چند بعد بررسی می کنم.

1- تحلیل اقتصادی: این منطقه عموماً متشکل از کشورهایی است که دارای وضعیت اقتصادی نامناسبی می باشند. اما حضور کشوری چون عربستان در این لیست فرض شرایط اقتصادی را دچار مشکل می کند. از طرفی کشورهای بیشماری دارای وضعیت اقتصادی نامناسب تر هستند و هیچ اعتراضی در آنها شکل نگرفته.

2- تحلیل جغرافیایی: این جنبش ها عموماً در بین کشورهای منطقه خاورمیانه شکل گرفته. ولی عدم وجود اعتراض در کشور اسرائیل این فرض را دچار اشکال میکند.

3- تحلیل آماری: اعتراض و انقلاب از توزیع پوآسون با پارامتری کمتر از 3 در هر 100 سال پیروی میکند. بنابراین این همه جنبش در کمتر از یکسال اثر عامل دیگری را با احتمال بالای 95 درصد تائید میکند. از طرفی توزیع مناطق جنبش خیز (در فواصل زمانی مشخص) از توزیع پاراتو پیروی می کند. بنابراین وجود این همه جنبش در یک منطقه از بعد جغرافیایی قابل توجیه است. با این حال عدم وجود اسرائیل در این لیست (حتی عدم وجود تجمع های خیلی کوچک) توزیع جغرافیایی پاراتو را دچار اشکال می کند و وجود عامل موثر در این کشور را تائید می کند.


تصمیم ندارم بگم خدا یکی، شعار هم یکی، مرگ بر اسرائیل. تمام شد و رفت. ولی یک سئوال به قدمت علم اقتصاد و مدیریت و جغرافیا و آمار وجود دارد: چرا در اسرائیل هیچ مشکلی به وجود نیامد؟ در حالی از نظر علمی بالاترین احتمال ایجاد جنبش را داشت.

پاسخی که اردوغان (ترکیه) به طور ضمنی به این سئوال داد اشاره به وجود ساز وکارهای دموکراتیک در کشورش داشت و مدعی شد که به علت وجود ساختار دموکراتیک جنبشی در آن ایجاد نخواهد شد. اما سئوال این است که چرا تا به حال در کشورهای منطقه حرکت دموکراسی خواهانه ای در این وسعت و سرعت به وجود نیامده بود؟

به نظر من یه حلقه گمشده این وسط وجود داره. یه عامل کشف نشده و موثر که مردم رو معترض و مبارز میکنه.

و البته یه نکته دیگه هم اینکه شروع این اعتراضات در سال پلنگ بود و با عبور از این سال اعتراضات به مرز سکون نزدیک شد.