X
تبلیغات
رایتل

خوش شانسی

شنبه 28 آبان‌ماه سال 1390

جنگ، حمله نظامی، آشوب و ناامنی. اینها قسمتی از دستاوردهای احتمالی دولت خدمتگزار خواهد بود.

یادم هست روزگاری که در گوش ما می خواندند اگر آمریکا دست از پا خطا کند اسرائیل را متلاشی می کنیم. و امروز همان پاشنه آشیل آمریکا برای ما کرکری می خواند. شاید باز هم هیچ غلطی نتونه بکنه.  ولی اینبار لحن ها متفاوت و نگاه ها پر اضطراب تر از قبل شده. شاید یک سرباز آمریکایی هم به خاک ایران نرسه، ولی از کجا معلوم که یک پایگاه اتمی ایران منفجر نشه و چند نسل ایران معلول و ناقص الخلقه نشه.

یادم میاد یکی از دوستان میگفت در جنگ می خواستیم از یه خاکریز رد بشیم که تنها راهش از یک لوله خیلی قطور بود و بالای خاکریز، یه عراقی با تیربار نشسته بود. می گفت نزدیک به 100 نفر ایرانی از لوله بیرون دویدند و قبل از اینکه فرصت کنند عراقی رو نشونه برند، هدف قرار میگرفتند. میگفت آخر هم نفهمیدم تیربارش تموم شد یا دستش خسته شد که بچه ها فرصت کردند بزنندش. وجب به وجب خاک ایران اینطوری حفظ شد. با نفس آرش ها.

در کشوری زندگی میکنیم که برنج هندی محسن به علت سرب و آرسنیک و عوارض کشنده اش باید از رده خارج بشه، ولی به خاطر منافع عده ای، فقط به جای کلمه هندی از کلمه صد درصد ایرانی استفاده می شه و همون سم به حلقوم مردم تزریق می شه.

کشوری که در چای تولیدی شمال، فضله موش پیدا میشه و 90درصد این چای های آلوده به ادارات دولتی فروخته میشه.

کشوری که نماینده های مجلسش قانون حقوق مادام العمر رو برای دوستان سیاست مدارشون تصویب می کنند و از حقوق مردم حاتم بخشی می کنند.

کشوری که رئیس جمهورش جلوی دوربین نون و پنیر میخوره، ولی در غیاب دوربین 100 نفر از خانواده و اقوام و دوستان رو یک هفته به سفر تفریحی در آمریکا می بره و از سر سفره های بی رمق مردم درد کشیده، هزینه وعده های 200 دلاری و اقامت های هر شب چند هزار دلاری رو تامین می کنه.

و کشوری که نماینده مجلسش بی شرمانه ادعا می کنه: در یک کشور 70 میلیون نفری، 3هزار میلیارد اختلاس رقم بزرگی نیست.