خانه عناوین مطالب تماس با من

خوش شانسی

خوش شانسی

روزانه‌ها

همه
  • سحرگاه امید
  • داستانک داستانهای کوتاه و آموزنده

پیوندها

  • مستی شعر
  • اگه بیکاری بیا اینجا
  • علوم و تکنولوژی آینده
  • پرواز را به خاطر بسپار

دسته‌ها

  • تصاویر 11
  • خط قرمز 24
  • سلامتی 4
  • خاطرات 18
  • خواب ها 4
  • شانس،موفقیت 7
  • دست نوشته ها 86
  • گفته های بزرگان 10
  • داستانک 11
  • طنز 2
  • خبر 52

ابر برجسب

فرهنگ ایرانی من ایرانی هستم فرهنگ ایرانی کتاب صوتی برایان تریسی کتاب صوتی موفقیت صد نکته تجارت لینک دانلود کتاب صوتی دانلود رایگان کتاب صوتی 100 نکته تجارو اس ام اس باحال جک بامزه جوک خنده دار اس ام اس جدید جوک باحال سوسک کابینت سوسک آپارتمان غرور، احساس، امید ایرانی

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • من ایرانی هستم 2 ، اوج اقتدار در وجود تاریخی ام شعله میکشد
  • دانلود رایگان کتاب صوتی 100 نکته تجارت
  • برگشتم. کسی منو یادش هست؟
  • جک باحال
  • جک نیست به خدا
  • صبح امید
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • خشم مصباح یزدی از توافقات ژنو
  • آقای روحانی لطفا احمدی نژاد دوم نشو.
  • آیا هفت تیر کش ها، مصداق پیروان راستین پیامبر اسلام هستند؟
  • [ بدون عنوان ]
  • اس ام اس و جک های جدید 2
  • اس ام اس و جک های جدید
  • سوسک کابینت و حشرات موذی
  • من ایرانی هستم
  • باز هم خبرهای دزدی های احمدی نژاد
  • فرزند بیشتر، زندگی شادتر
  • اس ام اس تبریک شب یلدا 1
  • سفر به جزیره کیش
  • قیچی بلند بدبینی و منفعت طلبی
  • طوفان زده
  • پاسخ به گفته های احمدی نژاد در آخرین برنامه زنده تلویزیونی
  • آخرین عیاشی محمود خان با پول ملت
  • این مطالب از یک وبلاگ دزدیده شده است. چون باحال بود.
  • پایان 8 ساله ویرانی و تابش دوباره آفتاب امید بر سرزمین پارس گرامی باد
  • شیرین کام باشید
  • انتخابات 92
  • عاقبت حرکت زشت و غیر اخلاقیه تقلب
  • [ بدون عنوان ]

بایگانی

  • بهمن 1397 1
  • بهمن 1395 2
  • آبان 1393 2
  • خرداد 1393 1
  • اردیبهشت 1393 2
  • اسفند 1392 1
  • بهمن 1392 3
  • دی 1392 4
  • آذر 1392 6
  • مرداد 1392 2
  • تیر 1392 2
  • خرداد 1392 5
  • اردیبهشت 1392 2
  • بهمن 1391 1
  • دی 1391 1
  • آذر 1391 1
  • مهر 1391 1
  • شهریور 1391 1
  • مرداد 1391 1
  • خرداد 1391 1
  • اردیبهشت 1391 1
  • فروردین 1391 1
  • اسفند 1390 5
  • بهمن 1390 6
  • دی 1390 4
  • آذر 1390 3
  • آبان 1390 3
  • مهر 1390 8
  • شهریور 1390 11
  • مرداد 1390 12
  • تیر 1390 6
  • خرداد 1390 8
  • اردیبهشت 1390 18
  • فروردین 1390 7
  • اسفند 1389 10
  • بهمن 1389 10
  • دی 1389 11
  • آذر 1389 9
  • آبان 1389 6
  • مهر 1389 27
  • شهریور 1389 29
  • مرداد 1389 28
  • تیر 1389 15

آمار : 269156 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • Clash of the titans 2010 سه‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1389 11:01
    به زودی این فیلم پر میشه توی دست دی وی فروش های سطح شهر و به همه افرادی که سری بهشون میزنند توصیه می کنند که این فیلم رو حتما ببینند. از طرفی چون تقریبا میشه گفت هیچ صحنه ای هم نداره احتمالا خیلی ها برای دیدن با خانواده هم این فیلم رو بگیرند. ولی اگر خوب به محتوای فیلم توجه کنید،در این فیلم یه حمله تمام عیار بر علیه...
  • آینده نگری شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1389 14:18
    عاقبت، آینده نگری مفید فایده افتاد و رئیس قدردان من شد. اطلاعات هفتگی از بین رفته بود و سرورها ترکیده بود و ایمیل ها پاک شد بود رئیس مونده بود با یه شماره تلفن که بزرگترین کاری که می تونستند براش انجام بدند این بود که 80 تا فایل اکسل بفرستند براش. فقط یکی کردن این ها چقدر وقت می خواهد؟ باقیش هیچی. رئیس داشت حرص می...
  • تست هوش ۲ شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1389 13:00
    در جعبه بالایی به جای علامت سئوال چه تصویری می تواند قرار بگیرد؟ خوب فکر کنید و برای دیدن پاسخ به ادامه مطلب بروید . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . پاسخ: تصویر بالا در واقع 2،3،4 و 5 خشت بودند از سری 52تایی ورق بازی که بر روی هم قرار گرفته بودند، طوریکه فقط بالای هر کدوم قابل مشاهده بود. پس...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1389 08:58
    دلم می خواهد یه مسیری پیدا کنم که تا آخرش برم. از اینکه هر روز اول یه مسیر رو نوک میزنم و میرم سراغ بعدی خسته شدم. چقدر جامعه ما بی ثباته. هر چیزی که فکر میکنی میشه توش رشد کرد خیلی زود هزاران آدم بی کار و بی پول میاند سراغش و کلا بازارش رو خراب میکنند. تو همه بازار ها بجز یه تعداد انگشت شمار دروغ گو و دزد شدند. همه...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1389 12:37
    ۲۸ روز دیگه عید فطر می شه می تونیم کلی بخوریم. باید صبر کرد. فقط ۲۹ روز دیگه مونده. فقط.
  • خواب های من ۲ چهارشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1389 15:27
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 یک شب توی سال 1388 به رختخواب رفتم بی اونکه بدونم چه اتفاقاتی در دنیای خواب منتظر هستند تا همراه با ذهن من به تصویر کشیده بشند. تصویری از یک هیاهو اطرافم رو نگاه کردم. برگهای سبز خوشرنگ، قطرات شبنم رو میزبانی می کردند. نسیم آروم و خنکی پوست صورتم...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1389 15:01
    خیلی وقت پیش یه خواب دیدم که ادامه همون خواب خدا شدنم بود. خواستم بقیه اش رو بنویسم دیدم سر جمع 81 نفر خوندن. بهتره صبر کنم اولی دست کم به 100 برسه بعد دومی رو بنویسم. البته خیلی هم شاید جالب نباشه ولی چون خواب دنباله دار دیدم برای خودم جالب بود. این لینک اولیه با اینکه هنوز توی صفحه اول میشه پیداش کرد. خوابهای من 2
  • یارانه های هدفمند چهارشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1389 14:01
    دلم برای آدمهای بیچاره ای که با ذوق و شوق میرند حساب باز می کنند و منتظرند یارانه نقدی به حسابشون واریز بشه میسوزه. من که نمی گم و نمی دونم مبلغ یارانه نقدی چقدره. ولی خباز نماینده مجلس گفته بود: نفت رو که سر سفره مردم نیاوردید نان را هم دارید می برید. خباز گفته: اول صحبت از ماهی ۶۰ هزار تومان بود و بعد به ۵۰ و ۴۰ و...
  • خاطرات من ۳ چهارشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1389 11:50
    توی تاکسی نشسته بودم صندلی جلو سوار شدم. کمی جلوتر ماشین جلوی سه نفر ترمز کرد. یه آقای ریشی و خیلی جدی نشست و بعد یه دختر کوچولو با چادر عربی سوار شد و بعد مادرش که یه خانم چادری بود با روی کیپ و یه تسبیح هم توی دستش. خانم نسبتا متناسبی بود که سنش به حدود ۴۰ سال می خورد و معلوم بود که حسابی مذهبیه. ماشین حرکت کرد و یه...
  • نامه ای برای زوج های جوان سه‌شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1389 14:57
    این مطلب را که بخشی از یکی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است دوستی که به ما لطف زیادی دارد برایمان فرستاده و توصیه کرده که همه زوج‌ها این نامه را چندین بار و نه به‌تنهایی که با هم و در کنار یکدیگر ‌ بخوانند. برای دوست عزیزمان آرزوی خوشبختی و همراهی همیشگی می‌کنیم و این نامه را به همه زوج‌های ایرانی تقدیم می‌کنیم....
  • آتش بس سه‌شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1389 13:48
    من که نفهمیدم چی شد. اگر کسی فهمید به من هم بگه. نه به اون همه گیر دادن و ایراد گرفتن های ۲ روز پیش رئیس نه به این همه احترام و محبت امروز. من که دیگه تقریبا جمع و جور کرده بودم برم و داشتم کارهام رو انتقال می دادم. تقریبا برای کار جدید هم آماده بودم. ضمن اینکه یه دوست خوب که من آخر نفهمیدم از چی ناراحت میشه و از چی...
  • مار سه‌شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1389 08:12
    معلمی وارد دهکده شد و به نزد بزرگان ده رفت و گفت: من معلم هستم و می توانم به مردم ده خواندن و نوشتن بیاموزم. بزرگان گفتند: معلم دیگری هم در ده هست. باید همه جمع شوند و یکی از شما دو نفر را انتخاب کنند. اما آن یکی معلم نبود. دروغگویی بود که خود را معلم جا زده بود. روز موعود رسید و همه جمع شدند. قرار شد که هر دو معلم...
  • نظرات وبلاگ قالیباف دوشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1389 11:01
    احتمالا اگر به نظرات وبلاگ قالیباف دسترسی داشتیم این مطلب رو توی نظرات می دیدیم: سلام باقر جان. وبلاگ خوب و قشنگی داری، به من هم یه سر بزن. راستی اگه مایل به تبادل لینک هستی اول منو لینک کن و بعد بهم خبر بده تا منم لینکت کنم. قلب قلب قلب قلب قلب منتظرتم.
  • ماشین اسرارآمیز دوشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1389 09:12
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 دوستم تعریف میکرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل،جای اینکه از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه ! اینطوری تعریف میکنه : من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی 20...
  • سحر خیز باش تا کامروا باشی دوشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1389 07:28
    وزیری همیشه می گفت: سحر خیز باش تا کامروا باشی. این حرف بر پادشاه تنبل خوشایند نبود و دوست داشت درسی به وزیر بده که دیگه این حرف رو نزنه. پس به فردی پول داد تا صبح زود همین که وزیر از در منزل خارج شد او رو کتک مفصلی بزنه. روز بعد وزیر بعد از خوردن یک کتک مفصل به سر کار رسید. پادشاه با لبخندی از وزیر استقبال کرد و گفت:...
  • جنگیدن نادر شاه یکشنبه 17 مرداد‌ماه سال 1389 14:13
    نادرشاه در یکی از جنگها شکست می خوره و زخمی و خسته به خرابه ای پناه می بره و به خواب میره. پیرزنی نادر رو مثل یک سرباز زخمی پیدا میکنه و به خونه میبره. پیرزن نادر رو تیمار میکنه و وقتی از خواب بلند میشه براش یه کاسه آش میاره. چند قاشق که آش میخوره پیرزن بهش میگه: سرباز چرا آش خوردن تو مثل جنگیدن نادره؟ نادر به خودش...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 17 مرداد‌ماه سال 1389 10:50
    رئیس امروز بالاخره گفت: تمام کارهات رو باید تحویل بدی و این کمتر از یه ماه طول بکشه. منتظر بود که من با ناراحتی بگم: چرا؟ مگه چی شده؟ من که ... ولی با خوشحالی گفتم: چشم. حتما. در اسرع وقت و در حالی از توی فایلم یه جعبه شیرینی در آوردم و رفتم بهش تعارف کردم گفتم: فایلم رو هم جمع و جور کنم. با تعجب نگاهی کرد، یه شیرینی...
  • تست هوش ۱ یکشنبه 17 مرداد‌ماه سال 1389 07:27
    چه حرفی به جز E می تونه در ادامه قرار بگیره؟ خوب فکر کنید و برای دیدن پاسخ به ادامه مطلب بروید پاسخ: حرف F. درست گفته بودید؟
  • خوشحالی یکشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1389 09:38
    دلم لک زده برای یه ذره خوشحالی. نمیدونم چرا اینقدر تحمل میکنم. هر مشکلی رو تحمل می کنم تا جایی که خودم خسته بشم. رئیس از هر جا دلش پره میاد سر من خالی میکنه. به راحتی آب خوردن و با چند کلمه می تونم برای چند هفته بشونمش سر جاش. ولی هیچی نمی گم و صبر می کنم. دیروز گفت من باید اینترنت تو رو قطع کنم. دیگه نمی تونستم سکوت...
  • شطرنج چهارشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1389 11:33
    خیلی ضعیف شدم. مثل یه گیج واقعی امروز با نرم افزار کاسپاروف چس شطرنج بازی کردم. گذاشتم روی سطح ۲۰۲۰ ولی باختم. دیگه از سکه افتادم. مغزم برای نقشه های چند حرکتی یاری نمی کنه. فکر کنم خورد خورد باید بزنم تو کار منچ. قرار بود همین تابستون توی مسابقات شرکت کنم. ولی فکر کنم کنار بکشم و همون عنوان قهرمانی سال قبل رو حفظ کنم...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1389 09:21
  • جدل من و همسایه چهارشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1389 07:56
    >آقا شورش رو درآورده اند. من یک ساعت طول کشید تا یه مسیر ۱۰ دقیقه ای رو برم. متر به متر خیابون رو بند میارند جلوی ماشین ها رو میگیرند شیرینی پخش کنند می گند تولد امام شده. امامشون هم که رفته ته چاه نشسته. حقشون همین دولته، حقشون همینه که اینقدر احمق هستند. ... پیاده شو با هم بریم. اینقدر تند تند میری که چاله چوله...
  • باغ و درخت و دشنه دوشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1389 12:14
    باغ در حسرت درخت درخت در حسرت چوب چوب در حسرت صندلی صندلی در حسرت یک زندانی زندانی در حسرت یه نگاه و نگاه در حسرت یک باغ، یک آسمان و .....................آزادی و فریاد میزند با سوز حنجره: آزادی مجسمه ای است در آمریکا. و در آن سو درختی در کویر در حسرت چوب چوب در حسرت چماغ چماغ در حسرت دست دست در حسرت دستوری از مغز و...
  • بیماری سرگیجه پنج‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1389 07:48
    دو تا بیمار توی بیمارستان داشتم. یکیشون دیروز مرخص شد. از دکتر پرسیدم مشکل چی بود. به سر حوصله برام توضیح داد. گفتم: دکتر اینها نمی تونه سرگیجه رو توجیه کنه. علت اون چیه؟ گفت: به سنش بر میگرده. سعی کن از تهران خارجش کنی و کمتر نزدیک موبایل باشه. گفتم: یعنی به امواج موبایل حساسه؟ گفت: به سنش مربوط میشه. بدنش ضعیفه و هر...
  • جک سه‌شنبه 29 تیر‌ماه سال 1389 14:03
    غضنفر داشته ماشینش رو از پایین به بالا میشسته. بهش میگند چرا از پایین میشوری میری بالا؟ میگه آخه دفعه قبل از بالا شستم اومدم پایین. به پلاکش که رسیدم دیدم مال خودم نیست.!
  • رینگ بد بیاری سه‌شنبه 29 تیر‌ماه سال 1389 08:17
    نوشتنم نمیاد. رفته بودم روی رینگ بد بیاری و چپ و راست ضربه می خوردم. دو نفر از خانواده ام راهی بیمارستان شدند. یه بلایی سر فایلهای مهم کامپیوترم اومد. با یه نفر دعوام شد. بعدش با یکی دیگه. گلم خشک شد. یعنی شاخه اش شکست و دیگه به این زودی ها مثل اولش نمیشه. مشتری هام دورم زدند و مستقیم با زیر مجموعه تماس گرفتند. وقتشه...
  • تبر زدن پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1389 11:33
    به یه نفر میگند اگر بخواهی ظرف ۱۰ روز با یه تبر درختی رو قطع کنی چطور کار میکنی؟ گفت: توی ۹ روز اول تبرم رو تیز میکنم، روز دهم درخت رو میزنم.
  • نگاهی کوتاه به تاریخ پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1389 11:26
    قصد نداشتم تو این وبلاگ مطالب مذهبی بنویسم. ولی این بیشتر اخلاقیه تا مذهبی. حضرت علی در زمان خودش به واسطه تفکرات عمر و عده ای از ریش سفیدان عرب بعد از پیامبر به رهبری نرسید و سالها خونه نشین شد. اما در این سالها مواضع حضرت علی در قبال دشمنانش جالب توجه است. اول در مورد عمر. عمر کسی بود که در زمان تعیین خلیفه با شمشیر...
  • خاصیت "به" برای درمان زخم معده چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 14:20
    «به» میوه بومی مناطق گرم آسیا و مدیترانه است که به گلابی شباهت زیادی دارد. این میوه ۴ هزار ساله خاصیت زیادی دارد که در این مطلب از «Ask.com» به آن اشاره خواهیم کرد. این میوه که غنی از فیبر غذایی است، برای کسانی که قصد کاهش وزن دارند مفید است. «به» که خاصیت آنتی اکسیدانی دارد به بدن کمک می کند تا با رادیکال های آزاد...
  • علی ترسو سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1389 15:55
    واقعا که خیلی ترسو هستم. امروز خوشحال و خندون رفتم دکتر. وایسادم تا نوبتم شد. رفتم پیش دکتر نشستم و گفتم فرموده بودید ۲۲ تیر بیا. نگاهی کرد و گفت کار شما تزریقه. گفتم باشه مشکلی نیست. کجا؟ گفت روی دست تزریق میکنم. بعد گفت: بی حس کننده میزنم که اذیت نشی. ببخشید مگه درد داره دکتر؟ یه کمی. اون هم زیر ناخن و کف دست. و...
  • 278
  • 1
  • ...
  • 6
  • 7
  • 8
  • صفحه 9
  • 10