X
تبلیغات
رایتل

خوش شانسی

پنج‌شنبه 17 شهریور‌ماه سال 1390

دختر کوچولو

یکی از همکاران دخترش رو آورده سرکار. 4 سالشه و خیلی شیرینه.

یه گل سر فسقلی داره، حدود نیم ساعت هی یه تار مو رو از این ور میداد اون ور، گل سرش رو می بست، بعد تو آینه خودش رو نگاه میکرد، بعد به دلش نمی چسبید، دوباره یه تار موی دیگه.

چند دقیقه قبل باباش اومده ببرتش، بچه گریه میکنه به مامانش میگه من نمی رم. مامانه میگه چرا؟ بابا که خوبه.

میگه نه، تو خوبی، بابا سیبیل داره.